در بازار رمزارزها، آلت کوین به هر رمزارزی جز بیتکوین گفته میشود. این دسته از اتریوم و توکنهای شبکههای بزرگ شروع میشود و تا هزاران پروژهی کوچک و میمکوینها ادامه پیدا میکند.
فصل آلت کوین یا آلت سیزن هم به دورهای اشاره دارد که سرمایه از بیتکوین به سمت این داراییها حرکت میکند. این جابهجایی یک الگوی تکرارشده در چرخههای گذشته داشته است، هرچند وقوع آن در هیچ چرخهای قطعی نیست. در ادامه، مراحل این چرخه، ابزارهای سنجش آن و شرط بیرونی که تعیین میکند چنین دورهای شکل بگیرد یا نه بررسی میکنیم.
چهار مرحله چرخه سرمایه در بازار رمزارز
الگویی که در چرخههای گذشته دیده شده، چهار مرحله دارد و ترتیب آنها معمولاً تکرار میشود:
- ورود سرمایه به بیتکوین، که در این مرحله سهم بیتکوین از کل بازار افزایش پیدا میکند.
- انتقال سود به اتریوم و آلتکوینهای بزرگ، پس از آنکه قیمت بیتکوین تثبیت میشود.
- حرکت سرمایه به سمت آلتکوینهای کوچکتر و پروژههای با ارزش بازار پایین.
- ورود پول به میمکوینها، مرحلهای که در چرخههای قبل معمولاً نزدیک به پایان دورهی صعودی رخ داده است.
منطق پشت این ترتیب، رفتار ریسک سرمایهگذاران است. سرمایهی تازه معمولاً از دارایی شناختهشدهتر وارد میشود و به تدریج به سمت داراییهای پرریسکتر حرکت میکند.
شاخص دامیننس بیت کوین
دامیننس، سهم بیتکوین از کل ارزش بازار رمزارزها است و رایجترین ابزار سنجش موقعیت این چرخه به شمار میآید.
افزایش دامیننس به این معناست که سرمایه به سمت بیتکوین حرکت میکند یا آلتکوینها سریعتر افت کردهاند. کاهش آن نشان میدهد سرمایه در حال حرکت به سمت آلتکوینها است.
نکتهای که باید در نظر گرفت این است که دامیننس یک نسبت است، نه یک قیمت. کاهش آن میتواند از رشد آلتکوینها بیاید یا از افت بیتکوین، و این دو حالت معنای کاملاً متفاوتی دارند. به همین دلیل بررسی دامیننس بهتنهایی کافی نیست و باید کنار قیمت خود بیتکوین خوانده شود.
نسبت اتریوم به بیت کوین
ابزار دوم، نسبت قیمت اتریوم به بیتکوین است. چون اتریوم بزرگترین آلتکوین است، رفتار آن معمولاً پیش از بقیهی آلتکوینها تغییر میکند.
در چرخههای گذشته، رشد این نسبت اغلب پیش از حرکت گستردهی آلتکوینهای کوچکتر آغاز شده است. به همین دلیل، تحلیلگران آن را یک نشانهی زودهنگام میدانند.
این نسبت هم مثل دامیننس محدودیت خودش را دارد و در برخی دورهها الگوی گذشته را تکرار نکرده است. هیچکدام از این دو ابزار سیگنال ورود و خروج تولید نمیکنند و فقط موقعیت نسبی بازار را نشان میدهند.
شرط بیرونی، نقدینگی جهانی
اینجا بخشی از تحلیل وارد میشود که در بررسیهای صرفاً کریپتویی نادیده گرفته میشود. بازار رمزارز یک جزیرهی مستقل نیست و به شرایط نقدینگی جهانی وابسته است.
نرخ بهرهی فدرال رزرو مهمترین عامل این وابستگی است. در دورههای نرخ بهرهی بالا، بازدهی بدون ریسک جذاب میشود و سرمایهی کمتری به سمت داراییهای پرریسک حرکت میکند. داراییهایی مانند آلتکوینهای کوچک، در انتهای طیف ریسک قرار دارند و بیشترین اثر را از این شرایط میگیرند.
شاخص دلار عامل دوم است. تقویت دلار معمولاً با کاهش تقاضا برای داراییهای ریسکی همراه بوده و تضعیف آن شرایط معکوس ساخته است.
نتیجهی این وابستگی این است که بررسی دامیننس و نسبت اتریوم به بیتکوین بدون توجه به این دو عامل، تصویر ناقصی میدهد. ممکن است همهی نشانههای درونی بازار مثبت باشند و نقدینگی جهانی اجازهی شکلگیری چنین دورهای را ندهد.
رصد همزمان چند بازار و مدیریت حساب ها
کسی که این چرخه را دنبال میکند، ناچار است چند بازار را همزمان رصد کند، یعنی بازار رمزارز در کنار شاخص دلار و بازدهی اوراق. نتیجهی عملی این کار معمولاً داشتن چند حساب معاملاتی روی چند پلتفرم مختلف است.
مدیریت درست این حسابها و تنظیمات آنها بخشی از کار محسوب میشود، برای نمونه https://errante.net/fa/how-to-change-the-information-in-metatrader/ که تغییر اطلاعات و تنظیمات حساب روی پلتفرم را توضیح میدهد. نظم در این بخش، رصد بازار را از یک کار پراکنده به یک روال منظم تبدیل میکند.
آنچه از این رصد به دست میآید یک پیشبینی نیست و تشخیص موقعیت نسبی بازار است، یعنی همان چیزی که تصمیم را از حالت واکنش به اخبار خارج میکند.
چرا این الگو در چرخه های اخیر ضعیف تر شده است؟
نکتهای که باید صریح گفته شود این است که فصل آلتکوین یک قانون نیست و در دو چرخهی اخیر، ضعیفتر از دورههای قبل ظاهر شده است.
دو عامل این تغییر را توضیح میدهند. اول افزایش شدید تعداد پروژهها، چون سرمایهای که قبلاً میان چند صد آلتکوین پخش میشد، حالا میان هزاران پروژه تقسیم میشود و اثر آن روی هر پروژه کمتر است. دوم ورود سرمایهی نهادی که عمدتاً به بیتکوین و چند دارایی بزرگ محدود مانده و به سمت پروژههای کوچک حرکت نکرده است.
فصل آلت کوین قطعی نیست
هیچ تحلیلی نمیتواند وقوع این دوره یا زمان آن را تضمین کند. الگوهای گذشته چارچوبی برای فهم رفتار بازار میدهند و تکرار آنها در آینده هیچ تضمینی ندارد.
آنچه در عمل قابل انجام است، تشخیص موقعیت فعلی بازار با ابزارهای بالا و آماده بودن برای هر دو سناریو است. ادعاهایی که عدد بازدهی مشخص یا تاریخ دقیق برای شروع چنین دورهای اعلام میکنند، پشتوانهی تحلیلی ندارند.